پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۳

۴۳ سال دلتنگی برای فاضل؛ برادری که در کتابخانه به یاد شهید خدمت می‌کند

۴۳ سال دلتنگی برای فاضل؛ برادری که در کتابخانه به یاد شهید خدمت می‌کند

سیزدهم آبان برای خانواده خودستان، تنها یادآور یک مناسبت تاریخی نیست؛ این روز، خاطره پرواز جوانی ۲۱ ساله را زنده می‌کند که ۴۳ سال پیش در جبهه پنجوین عراق، در عملیات والفجر ۴، به شهادت رسید؛ جوانی به نام فاضل خودستان که نامش سال‌هاست بر پیشانی کتابخانه عمومی شهر احمدآباد می‌درخشد.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان یزد، سیزدهم آبان برای خانواده خودستان، تنها یادآور یک مناسبت تاریخی نیست؛ این روز، خاطره پرواز جوانی ۲۱ ساله را زنده می‌کند که ۴۳ سال پیش در جبهه پنجوین عراق، در عملیات والفجر ۴، به شهادت رسید؛ جوانی به نام فاضل خودستان که نامش سال‌هاست بر پیشانی کتابخانه عمومی شهر احمدآباد می‌درخشد.

محمدعلی خودستان، برادر شهید و مسئول کتابخانه عمومی شهید فاضل خودستان احمدآباد، هنوز پس از گذشت بیش از چهار دهه، آن روز را با تلخی و اندوه به یاد می‌آورد. او از صبح جمعه‌ای می‌گوید که خبر شهادت برادرش را به خانواده رساندند؛ خبری که اگرچه سال‌ها از آن گذشته، اما داغش همچنان در دل بازماندگان زنده است.

فاضل خودستان در ۱۳ آبان ۱۳۶۲، همزمان با سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و روز دانش‌آموز، در جریان عملیات والفجر ۴ در منطقه پنجوین عراق به شهادت رسید. پیکر مطهرش پس از یک هفته به زادگاهش احمدآباد بازگشت؛ بازگشتی که برای خانواده، پایان انتظار و آغاز دلتنگی‌های بی‌پایان بود.

اما روایت زندگی این شهید تنها به خاطره شهادتش محدود نمی‌شود. وصیت‌نامه او، سندی از باورها، اعتقادات و آرمان‌های جوانی است که با شناخت و ایمان، قدم در مسیر دفاع از میهن گذاشت.

او در بخشی از وصیت‌نامه خود می‌نویسد: «من به عنوان یک فرد مسلمان و به حکم شرعی و الهی که داشتم قدم در این راه نهادم. خداوند بزرگ را شکر می‌کنم که چنین سعادتی نصیب من کرد و چنین رهبری در جلوی راهم قرار داد و ذره‌ای نور ایمان در من روشن نمود تا خود و خدای خود را بشناسم.»

در فرازی دیگر، خطاب به مادرش، با زبانی آکنده از عشق و ارادت به امام حسین (ع) و فرهنگ عاشورا می‌نویسد: «مادر جان من آمدم تا در صحرای خوزستان در کنار کارون، کارونی از خون بسازم و در این بازار گرم و باصفای خون خریدار خوبی دارد، آمدم تا کالای ناقابل خود را تقدیم به مولایم کنم.»

مرور وصیت‌نامه شهید خودستان، از پیوند عمیق او با فرهنگ عاشورا و باور به ایثار و فداکاری حکایت دارد. او حتی در سفارش‌های پایانی خود از خانواده می‌خواهد به جای گریه بر مزارش، برای امام حسین (ع) گریه کنند و همرزمان و همراهانش را به تنها نگذاشتن امام خمینی (ره) سفارش می‌کند.

امروز اما نام فاضل خودستان تنها در خاطرات خانواده و صفحات وصیت‌نامه‌اش باقی نمانده است؛ نام او بر سردر کتابخانه عمومی شهر احمدآباد نقش بسته و این مکان فرهنگی، سال‌هاست چراغ یاد و نامش را روشن نگه داشته است.

در این میان، حضور محمدعلی خودستان، برادر شهید، در جایگاه مسئول کتابخانه‌ای که به نام برادرش مزین شده، معنایی فراتر از یک مسئولیت اداری دارد. او سال‌های طولانی از عمر کاری خود را در فضایی سپری کرده که هر گوشه آن یادآور برادر شهیدش است؛ خدمتی فرهنگی که خود به بخشی از روایت ماندگاری نام فاضل تبدیل شده است.

فاضل خودستان در ۲۱ سالگی به شهادت رسید، اما نام و یادش پس از ۴۳ سال همچنان در زادگاهش زنده است؛ در گلزار شهدای احمدآباد، در سطرهای وصیت‌نامه‌اش و در کتابخانه‌ای که نام او را بر پیشانی دارد.

شاید زیباترین شکل زنده نگه داشتن یاد یک شهید، همین باشد؛ اینکه نامش نه فقط در سالگردها و مناسبت‌ها، بلکه در متن زندگی مردم، در مسیر دانایی و در میان کتاب‌هایی که نسل‌های آینده ورق می‌زنند، جاری بماند.

سیزدهم آبان برای خانواده خودستان همچنان یادآور یک صبح تلخ جمعه است؛ اما برای مردم احمدآباد، نام فاضل خودستان چراغی است که در گذر سال‌ها خاموش نشده و در کتابخانه‌ای به نام او، همچنان روشن مانده است.